موضوع کتاب عشق است. عشقی که در کهنسالی و تقریبا در پایان عمر نصیب نویسنده ای نود ساله میشود.
نویسنده تا آن سن مجرد زندگی میکندو روزهای خود را بهنوشتن و موسیقی میگذراند و شبها را در روسپیخانه سپری میکند.
گذران عمر با روسپیها و بیمسئولیتی، باعث میشود که تا آن زمان مفهوم واقعی تنهایی و بیعشقی را نفهمد و زمانیکه بهمناسبت نودسالگیاش از خانم رئیس روسپیخانه درخواست دخترکی باکره را میکند، درپی اتفاقاتی عاشق باکره چهاردهساله میشود..
در یک نگاه کتاب بسیار معمولیست. داستان عاشقشدن پیرمرد قبل از اینکه جالب باشد، غیر قابل باور و تاحدی مسخره است.
بهنظرم اگر نام مارکز بر کتاب نبود، ارزش یکبار خواندن هم نداشت.
تنها نکته قابل تامل در آن برای من این بود که کسی در حد مارکز، با مقبولیت و محبوبیت اجتماعیی که دارد و با توجه بهاینکه سنی از او گذشته ، عقیده دارد مصیبتی بدتر از این نیست که آدم در تنهایی بمیرد.
نام کتاب: خاطره دلبرکان غمگین من
نویسنده:گابریل گارسیا مارکز
مترجم:کاوه میرعباسی
نشر:نیلوفر
قیمت:۱۵۰۰ تومان